حسين بن احمد البراقي النجفي ( مترجم : سعيد راد رحيمى )
263
تاريخ الكوفة ( تاريخ كوفه ) ( فارسى )
بصره در روز جنگ جمل با حضرت على ( ع ) جنگيدند و ميان مسلمانان تفرقه افكندند . ابو العباس گفت : اى ابو بكر ! چه مىگويى ؟ گفت : از جهالت مردم بصره به خدا پناه مىبرم ! فقط گروه اندكى از آنها از راه راست منحرف شدند و شيطان بر آنها چيره شد و در هر قومى ، افراد شايسته و نابهكار وجود دارد اما مردم بصره ، اموال و فرزندان بسيارى دارند و نسبت به سلطان ، مطيع و به آداب و رسوم اسلام ، آگاهترند . اين عياش گفت : ما نسبت به فتوحات از شما آگاهتريم ؛ ما كسرا را از كشور رانديم و لشكريانش را نابود كرديم ؛ حكومت او را براى خود روا داشتيم ، و شهرها را فتح كرديم . بصره در برابر عراق به منزلهء مثانه نسبت به جسد است كه آب پس از تغيير و آلودگى به آنجا مىرسيد . بيرون بصره ، با سختترين و كم فايدهترين سنگها انباشته شده و قسمت بالاى اين شهر ، بيابان است . بصريها آب شهر خود را گوارا مىدانند كه اگر اين گونه نبود ، از زندگى ، بهرهاى نمىبردند . بصره از سمت پايين به وسيلهء دريا احاطه شده است و ما ، در شنزار ، آنها را اندك شمرديم و سپاهيانى به سوى مردم بصره فرستاديم تا تكيهگاه آنها باشند . مردم بصره به منزلهء فرستادگان ما هستند . . . موقعيّت كوفه ، همچون جايگاه زبان كوچك و بزرگ نسبت به بدن است و در آغاز اراضى [ آن منطقه ] قرار گرفته است و آب خنك و گوارا به اين محل فرو مىريزد و از آنجا در سراسر كشور ما پخش مىشود و با گوارايى و خوشبويى از دجله و فرات عبور مىكند و بصره نسبت به عراق به منزله مثانه به جسد است . ابوبكر گفت : شما پيامبران بسيارى را برشمرديد در حالى كه ما جز يك پيامبر به نام محمد ( ص ) نداريم و تمام پيامبران شما از وى سخن گفتهاند . ابو العباس خنديد به حدّى كه نزديك بود از تخت بيفتد ، سپس گفت : اى ابو بكر ! خدا به تو جزاى خير دهد . ابوبكر گفت : آيا نديدى چگونه پيامبران در شهر كوفه به دار آويخته شده بودند ؟ ابن عياش گفت : مردم كوفه به سبب وجود سه ديوانهء فرومايه كه به علت ديوانگى ادعاى پيامبرى كرده بودند ، مورد نكوهش قرار گرفتند ، و خداوند ، آنها را در كوفه به دار آويخت ، و اما مردم بصره بر اثر وجود افرادى سرزنش شدند كه ادعاى خردمندى و شرافت و نقل حديث داشتند و هر يك از آنها گمان مىكرد كه خودش باعث هدايت و